X
تبلیغات
رایتل

عربی دبیرستان

معرفه ونکره

نکره

اسم هایی که بر شخص یا شیء نامشخصی دلالت دارند، نکره می گوئیم. مثل : کتاب کدام کتاب مشخص نیست.
معرفه :اسم هایی که بر شخص یا شیء مشخصی دلالت دارند، معرفه می گوئیم. مثل قرآن مجید ، مشخص است چه کتابی است.

  می توان اسم های نکره را معرفه نمود – چگونه ؟

اسم های نکره با دو واسطه می توانند معرفه شوند.

1) ال + نکره = معرفه
ال + رجلُ = الرّجلُ
ال + قومٍ = القَوْمِ
اسم معرفه در حالت بالا را، معرف به ال می گوئیم

2) نکره + معرفه = معرفه ، معرفه
کتابٌ + المعلّم = کتابُ المعلّم
قلمُ + ک = قلمُک
اسم معرفه در این حالت را معرف به اضافه می گوییم

اسم هایی مثل علَم – ضمیر – اشاره – موصول به خودی خود معرفه و شناخته شده هستند. به اسم هایی که بر جنس یک شخص یا یک شی دلالت می کنند در عربی اسم جنس و در فارسی اسم عام گفته می شود. مانند مرد – زن – کشور – کوه – رود
حال اگر از میان یک جنس یک فرد یا یک واحد را جدا کنیم و نامی بر او بنهیم این نام را در عربی اسم علم و در فارسی اسم خاص می نامند. هر چند افراد متعددی با این نام خوانده شوند. مانند حسن، زینب ، ایران – البرز، کارون
عَلَم یکی از معارف است.
هر اسمی که جزء معارف فوق نباشد نکره است – خواه تنوین داشته باشد یا نداشته باشد.  

  تمرین های درس سوم
1-اسامی زیر را در دو ردیف معرفه و نکره قرار دهید:
قلم – صف – شیراز – القریه – فاطمة – الله – نجف – اهل التقوی – محمدٌ – مدرسة – مکة – مریم – مغفرةٌ – حسی – نهج البلاغه – ایران – یوماً

اسامی نکره : یوماً – مدرسه – قلم – کتاب – شجرة اسامی معرفه : حسین – مغفرةٌ – مریم – مکه – محمدٌ – اهل التقوی – الله – نجف – فاطمه – شیراز – القریه – نهج البلاغه – ایران  

  2 – در جاهای خالی موصول مناسب را بگذارید.
المؤمنُ هو …. آمنَ بالله و رسوله (الّذی – اللّتین – الّتی – الّذین)

جواب …….الذی است  

  نکته :

در ترجمه اسم های نکره معمولاً از «ی و یک» استفاده می کنیم.

قراتُ مقالة فی مجلّة : مقاله ای را در یک مجلّه خواندم .
مشارالیه هر گاه دارای «ال» باشد، اسم اشاره آ» به صورت مفرد (با صفت اشاره یا اسم اشاره ی فارسی تطابق دارد) ترجمه می شود هر چند مثنی یا جمع باشد :‌
هذا الفّلاحُ ( این کشاورز ….)
هذانِ الفلاّحان ِ ( این دو کشاورز….)

مشار الیه هر گاه بدون «ال» باشد اسم اشاره آن عیناً ترجمه می شود و در این صورت با ضمیر اشاره فارسی مطابقت می کند:
هذا فلاحٌ :‌این کشاورز است.
هذانِ فلاحان :‌این ها دو کشاورزند

مشار الیه هر گاه ، بدون «ال» باشد اسم اشاره آن عیناً ترجمه می شود و در این صورت با ضمیر اشاره فارسی مطابقت می کند:
هذا فلاحٌ : این کشاورز است.
هذان ِ فلاّحان : (این دو کشاورز)

مشار الیه هر گاه بدون «ال» باشد اسم اشاره آن عیناً ترجمه می شود و در این صورت با ضمیر اشاره فارسی مطابقت می کند:
هذا فلاحٌ :‌این کشاورز است.
هذانِ فلاّحان: اینها دو کشاورزند.  

  3 – با توجه به نکته فوق کدام ترجمه صحیح است؟
هذانِ خصْمانِ اخْتصموا فی ربهمْ
این ها دو گروه دشمن یکدیگرند که درباره پروردگارشان با هم ستیز کردند.
این، دو گروه دشمن یکدیگر هستند که درباره پروردگارشان با هم ستیز کردند.

این دو گروه دشمن یکدیگر هستند که درباره پروردگارشان با هم ستیز کردند  

  4 – عبارت زیر را به زبان فارسی ترجمه کنید .
الطّامعُ فی وثاقِ الذّلّ.
وثاق ذّلّ = بند ذلت .

جواب : طمع کار در بند ذلت است  

غیر منصرف

غیر منصرف

5 – غیر منصرف
اسم های غیر منصرف هر گاه مجرور شود و به جای کسره : فتحه فرعی می گیرد.
به چنین اسم های غیرمنصرف (ممنوع من الصرف) می گویند. این اسم ها هیچوقت تنوین نمی گیرند.
مثال ایرانُ وطنی ،
اُحِبُّ ایرانَ ،
فی ایرانَ معادنُ کثیرةٌ
با علامت اصلی اعراب نگرفته است

  مهمترین اسم های غیرمنصرف :

1 – علم مؤنث : فاطمه، حمزة : «الاسلامُ علی فاطمةً الزّهراء»
2 – علم غیرعربی : یوسف – یعقوب – فرعون «و اَرسلْنا الی فرعونَ رسولاً»
3 – نام شهرها و کشورها : طهران – مکه « و الی مدینَ أخاهُمْ شُعیباً»
4 – صفت بر وزن افعل اکبر- ابیض « الیس اللهُ بأعلمَ بالشاکرین»
5- جمع مکسر هم وزن مفاعل و مفاعین « و زیّنا السّماءَ الدنیا بمصابیحََ»

نکته :
اسم های غیرمنصرف در صورت گرفتن الف و لام و یا مضاف واقع شدن می توانند حرکت کسره را بپذیرند.
مثل :‌فی المساجِد مُصلّونَ کثیرونَ .
فی مساجدِ المدینةِ مَکْتباتٌ قیمةٌ  

عدد (العدد)

عدد (العدد)

پیشرفت انسان روز به روز بر اهمیت اعداد در زندگی افزوده است. برای آشنایی با اعداد در عربی به جدول زیر توجه نمائید:

عدد

واحد

اثنان

ثلاثه

اربعه

خمسه

سته

سبعه

ثمانیه

تسعه

عشره

هم

خانواده

احد

موحد

مثنی

ثانیا

ثلث

مثلث

ربع

مربع

خامس

خمس

سادس

مسدس

اسبوع

سابع

ثامن

مثمن

تاسع

تاسوعاء

اعشار

عاشوراء

شماره

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

  می خواهیم شما را با اعداد 1 تا 12 آشنا کنیم. و می دانیم در زبان عربی مذکر و مؤنث بودن کاربردی وسیع دارد. اعداد نیز از این قانون مستثنی نیستند و در صورت مذکر و مؤنث بودن به کار می روند.

1و2

عدد

مذکر

مونث

1

واحد

واحدة

2

اثنان

اثنین

اثنتان

اثنتین

3 تا 10

عدد

مذکر

مونث

3

ثلاث

ثلاثه

4

اربع

اربعه

5

خمس

خمسه

6

ست

سته

7

سبع

سبعه

8

ثمانی

ثمانیه

9

تسع

تسعه

10

عشر

عشره

  اعداد 1 تا 10 که از یک جزء ساخته شده اند عدد مفرد گفته می شود

11 و 12

عدد

مذکر

مونث

11

احد عشر

احدی عشره

12

اثنا عشر

اثنی عشر

اثنتا عشر

اثنتی عشر

  اعداد 11 و 12 از دو جزء تشیل شده اند که به آنها عدد مرکب گفته می شود. معدود :

به کلماتی که شمرده می شوند معدود گفته می شود. معدود بر وزن مفعول و به معنای شمرده شده است.
یک سال دوازده ماه دارد.
(عدد) (معدود) ( عدد) (معدود)  

  مثال اعداد از قرآن کریم:

و الهکم الهٌ واحدٌ :‌معبودتان یک خداست (البقره 163)  

نکته راجع به عدد 1و2
هر اسم مفردی بر یک بودن دلالت می کند و هر مثنایی بر «دو» بودن دلالت می کند. لذا این دو عدد یک و دو را می توان پس از اسم مفرد یا مثنی برای تأکید کردن آورد.
مثال :
قرأتُ کتاباً واحداً (مذکر)
قرأتُ مجلّةً واحدةً (مؤنث)
مثال هذانِ کتابانِ اثنانِ
هاتانِ مجلّتانِ اثنتانِ  

اما اعداد از 3 تا 10
همراه معدود به کار می روند. این اعداد برعکس معدود خود به کار می روند. یعنی برای معدود مذکر با «تاء» و برای معدود مؤنث بدون «تاء» استفاده می شوند. نقش: متناسب با نیاز جمله
شرایط معدود: جمع ومجرور
کاربرد عدد با معدود مذکر:
قراتُ ثلاثةَ کتبٍ
قراتُ ارْبعةَ کُتبٍ
قرأتُ خمسةَ کُتبٍ
قرأتُ ستة کُتبٍ
قرأتُ سبعةَ کُتبٍ
قرأتُ ثمانیةَ کُتبٍ
قرأتُ تسْعةَ کُتبٍ
قرأتُ عشْرةَ کتبٍ

کاربرد عدد با معدود مؤنث:
قرأتُ ثلاثَ مجلاّتٍ
قراتُ اربْع مجلاتٍ
قرآتُ خمسَ مجلاتٍ
قرأتُ ستّ مجلاتٍ
قرأتُ سبْعَ مجلاتٍ
قراتُ ثمانیَ مجلاتٍ
قراتُ تسعَ مجلاتٍ
قرأتُ عشْرَ مجلاّتٍ

<< 1 2 3 4 5 >>