X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

عربی دبیرستان

حال

حال :



اسمی است مشتق( اسم فاعل ، اسم مفعول، صفت مشبهه) ، نکره و منصوب که حالت و چگونگی انجام فعل را می رساند لذا می توان گفت که در جواب « کَیفَ» « چگونه » می آید .



حال بر دو نوع است :



گاهی حالت انجام کار را فقط با یک اسم نشان می دهیم که به آن «حال مفرد» می گوییم .



مانند ذَهَبَ المُعَلِّمُ ماشیاً ( معلم پیاده رفت ) ..... در این جمله کلمه « ماشیاً» حال و منصوب است .







گاهی حالت انجام کار را با جمله ( اسمیه یا فعلیه ) نشان می دهیم که به آن « حال جمله » می گوییم .



مانند

ذَهَبَ المُعَلِّمُ وَ هو یَمشی ( معلم رفت در حالیکه او پیاده راه می رفت ) ...... در این جمله ، جمله اسمیه « وَ هو یَمشی» حال و محلاً منصوب است .

ذَهَبَ المُعَلِّمُ وَ هو ماشٍ ( معلم رفت در حالیکه او پیاده بود ) ...... در این جمله ، جمله اسمیه « وَ هو ماشٍ» حال و محلاً منصوب است .



ذَهَبَ المُعَلِّمُ یَمشی ( معلم رفت در حالیکه پیاده راه می رفت ) ...... در این جمله ، جمله فعلیه « یَمشی» حال و محلاً منصوب است .

- کلمه ای که حال را در مورد آن بیان می کنیم معمولاً یا فاعل است یا مفعولٌ به ، که به آن « ذوالحال » به معنی « صاحب حال» می گوییم .



- همانطورکه در ابتدا گفتم ، حال مفرد اسمی است مشتق که معمولاً اسم فاعل یا اسم مفعول یا صفت مشبهه می باشد لذا می بایست مطالب مربوط به مشتقات را مرور کنید.



- حال مفرد از لحاظ تعداد ( مفرد ، مثنی ، جمع ) و جنس ( مذکر ، مؤنث ) می بایست با ذوالحال مطابقت نماید . البته باید یادآوری نمایم که در اسم های مثنی حالت رفع را با « ان ِ» و حالت نصب و جر را با « ین ِ» ، در اسم های جمع مذکر سالم حالت رفع را با « ونَ » و حالت نصب و جر را با « ینَ» و در اسم های جمع مؤنث سالم حالت رفع را با « ات ُ» یا « اتٌ » و حالت نصب و جر را با « اتٍ» نشان می دهیم .



مثال:

جاء التلمیذُ راکباً ( مفرد مذکر)( دانش آموز سواره آمد)

جاء التلمیذانِ راکبَین ِ( مثنی مذکر)

جاء التلامیذُ راکبینَ( جمع مذکر)

جاء التلمیذَةُ راکبَة ً( مفرد مؤنث)

جاء التلمیذَتَان ِ راکبَتَین ِ( مثنی مؤنث)

جاء التلمیذاتُ راکباتٍ( جمع مؤنث)





- حال جمله اسمیه :



در این حال ابتدا می بایست حرف « وَ» بیاید که به آن واو حالیه می گوییم چرا که در معنی به صورت « در حالیکه » ترجمه می شود.



در تبدیل حال مفرد به جمله اسمیه باید دقت کنیم که بعد از آوردن واو حالیه ، یکی از ضمایر منفصل مرفوع را که با ذوالحال مطابقت کند به عنوان مبتدا بیاوریم .

در پایان همان حال قبلی را به عنوان خبر و در اینجا مرفوع می آوریم یا اینکه فعلی ( ماضی یا مضارع) با استفاده از ریشه حال قبلی و هم چنین صیغه ذو الحال ساخته و می آوریم .





مثال: جاء التلمیذُ راکباً ..........تبدیل به حال جمله اسمیه ........... جاء التلمیذُ و هو راکبٌ ( یَرکَبُ)











- حال جمله فعلیه :



این حال همانطور که از نامش پیداست با فعل شروع می شود و دیگر آوردن واو حالیه در ابتدای آن لازم نیست مگر زمانیکه قبل از فعل یکی از حروف « لَم ، لَمّا، قَد ، سَ ، سوفَ و ... » بیاید که در آنصورت واو حالیه اول جمله حال می آید .



برای تبدیل حال مفرد به این نوع حال نیز فقط می بایست با استفاده از ریشه حال مفرد و هم چنین صیغه آن ( تعداد و جنس و شخص ) یک فعل ساخت که معمولاً مضارع می باشد . و باید آن فعل را بلافاصله بیاوریم یعنی قبل از آن آوردن « و» حالیه لازم نیست .





مثال: جاء التلمیذُ راکباً ..........تبدیل به حال جمله فعلیه ........... جاء التلمیذُ یَرکَبُ





در پایان باید دقت کنیم که کلمه « وَحدَ» به معنی « به تنهایی» که همیشه به همراه یکی از ضمایر متصل منصوب می آید ، حال می باشد .

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)