X
تبلیغات
رایتل

عربی دبیرستان

فعل از نظر زمان

فعل از نظر زمان
فعل از نظر زمان سه گونه است: ماضی ومضارع وأمر
فعل ماضی
تعریف: فعل ماضی فعلی است که بر وقوع عملی یا تحقق حالتی در زمان گذشته دلالت می کند. مانند: دَرَسَ – ضَحَکَ.

طرز ساختن فعل ماضی: صیغه اول کلیه افعال را از مصدر همان فعل می سازند بدینگونه که حرف زائد مصدر را حذف کرده، فاء الفعل و لام الفعل را مفتوح و عین الفعل را متحرک می نمائیم. مانند: العِلْم که می شود: عَلِمَ.
نکات:
* هرگاه (قَدْ) پیش از فعل ماضی بیاید، معنی ماضی نقلی فارسی را می دهد. مانند: قَدْ جاءَ = آمده است.
* هرگاه (کان) پیش از فعل ماضی بیاید، معنی ماضی بعید فارسی را می دهد. مانند: کانَ قَدْ ذَهَبَ = آمده بود.
* هرگاه (لعلَّ) پیش از فعل بیاید، معنی ماضی التزامی فارسی را می دهد. مانند: لَعَلَّهُ جاءَ = شاید آمده باشد
* فعل ماضی در جمله دعایی ونفرین وتمجید وشرطی معنی مضارع میدهد. مانند: ساعدَکَ اللهُ (خدا کمکت کند) – لاأکَلْتَ (نخوری) – إنْ جَلَسْتَ أجْلِسْ (اگر بنشینی می نشینم).

فعل از نظر التزام و تعدی (لازم و متعدی)

فعل از نظر التزام و تعدی (لازم و متعدی)
فعل از نظر نیاز به مفعول دو نوع است: لازم و متعدی.

الف) فعل لازم: فعلی است که معنای آن با فاعل تمام شده و نیاز به مفعول ندارد. مانند (جاءَ) در جمله: جاءَ سعیدٌ.
نکته: افعالی که بر معانی زیر دلالت دارند لازم هستند:
1- سرشت: حَسُنَ (نیکو شد) 6- زینت: غیدَ (متناسب شد)
2- حرکت: ذَهَبَ (رفت) 7- نظافت: طَهُرَ (پاک شد)
3- رنگ: دَکِنَ (تاریک شد) 8- ناپاکی: قَذِرَ (پلید شد)
4- عیب: اِعْوَجّ (کج شد) 9- حالات نفسانی: غَضِبَ (خشمگین شد)
5- شکل: طالَ (دراز شد)
نکته: افعالی که بر وزنهای: إنفعلَ، تفَعْلَل, إفعَلّ، إفعَنْللَ، إفعالّ می آیند لازم هستند و نیز افعالی که بر وزنهای تَفَعّلَ، تفاعَلَ، إفْتَعَلَ می آیند در بسیاری موارد لازم هستند.
ب) فعل متعدی: فعلی است که علاوه بر فاعل به مفعول هم نیاز دارد مانند: خلقَ در آیه شریفه: خلقَ الانسانَ مِنْ علَق.
راههای متعدی کردن فعل لازم:
فعل لازم را به دو طریق می توان متعدی کرد:
1) بردن به باب افعال یا تفعیل مانند: جلسَ سعیدٌ (که لازم است) و وقتیکه به باب افعال برود متعدی می گردد: أجْلَسَ سعیدٌ صدیقَهُ / فَرِحَ التلمیذُ: فرَّحَ التلمیذُ المعلمَ.
2) بوسیله حروف جر: ذهبَ علیٌ (لازم است) ذهبَ علیٌ بصدیقِهِ (متعدی است).

جمله در زبان عربی

جمله در زبان عربی دارای دو نوع است : اسمیه و فعلیه
1- جمله اسمیه به جمله ای گفته می شود که با اسم شروع شده باشد .
الطالبُ مجتهدٌ .
به اسمی که جمله ی اسمیه با آن آغاز می شود مبتدا گفته می شود .
به بخش دوم جمله ی اسمیه که در مورد مبتدا توضیح یا خبری می دهد خبر گفته می شود .
مثال : الطالبُ ناجحٌ . الطالبُ جلس علی الکرسی . الطالبُ فی الصفِ .
در همه ی جمله های بالا ” الطالب ” مبتدا ست .
اما بخش دوم جمله یعنی ” ناجح ” – ” جلس علی الکرسی ” – ” فی الصفِ ” در این جمله ها خبر هستند زیرا توضیح وخبری درباره ی مبتدا می دهند .
نکته : مبتدا و خبر هر دو از نظر اعرابی مرفوع هستند .
2- جمله فعلیه به جمله ای گفته می شود که با فعل آغاز شده باشد .
یجتهد الطالبُ .
به اسمی که انجام کار یا حالت را به آن نسبت می دهیم فاعل گفته میشود که همیشه پس از فعل می آید و از نظر اعرابی همیشه مرفوع است .
هر گاه فعل در انجام دادن کاری یا روی دادن حالتی بر اسمی اثر بگذارد آن اسم مفعول به نامیده می شود که از نظر اعرابی همیشه منصوب است .
مثال : جلس الطالبُ . یکتب الطالبُ الدرسَ .
فعل = « جلس » و « یکتب » فاعل = « الطالب » در هر دو جمله مفعول به = « الدرس » در جمله ی دوم

<< 1 ... 3 4 5 6 7 ... 13 >>