X
تبلیغات
رایتل

عربی دبیرستان

فعل از نظر التزام و تعدی (لازم و متعدی)

فعل از نظر التزام و تعدی (لازم و متعدی)
فعل از نظر نیاز به مفعول دو نوع است: لازم و متعدی.

الف) فعل لازم: فعلی است که معنای آن با فاعل تمام شده و نیاز به مفعول ندارد. مانند (جاءَ) در جمله: جاءَ سعیدٌ.
نکته: افعالی که بر معانی زیر دلالت دارند لازم هستند:
1- سرشت: حَسُنَ (نیکو شد) 6- زینت: غیدَ (متناسب شد)
2- حرکت: ذَهَبَ (رفت) 7- نظافت: طَهُرَ (پاک شد)
3- رنگ: دَکِنَ (تاریک شد) 8- ناپاکی: قَذِرَ (پلید شد)
4- عیب: اِعْوَجّ (کج شد) 9- حالات نفسانی: غَضِبَ (خشمگین شد)
5- شکل: طالَ (دراز شد)
نکته: افعالی که بر وزنهای: إنفعلَ، تفَعْلَل, إفعَلّ، إفعَنْللَ، إفعالّ می آیند لازم هستند و نیز افعالی که بر وزنهای تَفَعّلَ، تفاعَلَ، إفْتَعَلَ می آیند در بسیاری موارد لازم هستند.
ب) فعل متعدی: فعلی است که علاوه بر فاعل به مفعول هم نیاز دارد مانند: خلقَ در آیه شریفه: خلقَ الانسانَ مِنْ علَق.
راههای متعدی کردن فعل لازم:
فعل لازم را به دو طریق می توان متعدی کرد:
1) بردن به باب افعال یا تفعیل مانند: جلسَ سعیدٌ (که لازم است) و وقتیکه به باب افعال برود متعدی می گردد: أجْلَسَ سعیدٌ صدیقَهُ / فَرِحَ التلمیذُ: فرَّحَ التلمیذُ المعلمَ.
2) بوسیله حروف جر: ذهبَ علیٌ (لازم است) ذهبَ علیٌ بصدیقِهِ (متعدی است).

کلمه

کلمه
کلمه در زبان عربی به سه قسم تقسیم می شود: 1-اسم 2-فعل 3-حرف
اسم کلمه ای است دارا ی معنی بدون داشتن زمان که برای نامیدن کسی یا چیزی یا حالتی
بکار می رود مانند: رجل – جبل – عطش
فعل کلمه ای است دارا ی معنی و زمان که به سه دسته تقسیم میشود :1 – ماضی 2- مضارع 3 – امرحرف کلمه ای است که به تنهایی بدون معنی و زمان است و بوسیله کلمه پس از خود
معنی پیدا می کند مانند: فی – و – الی – …

کلمه از نظر اعراب

کلمه از نظر اعراب
کلمه یا معرب است یا مبنی.

کلمات معرب:

دراسمها: غالب اسمها (به جز مواردی که مبنی هستند و در زیر ذکر شده اند)

در فعلها: مضارع

در حروف: حرف معرب وجود ندارد

کلمات مبنی:

در اسمها: ضمائر، اسم اشاره، اسم موصول، اسم شرط، اسم استفهام، اسم فعل، کنایات، برخی از ظروف، اصوات، اعداد مرکب (19-11)

در فعلها: ماضی و امر (و مضارعی که: دارای نون جمع مونث باشد یعنی صیغه های 6 و 12 ونیز فعل مضارعی که دارای نون تأکید مباشر(نون تأکیدی که مستقیماً به خود فعل بچسبد) می باشد.

در حروف : همه آنها

تعریف:

معرب کلمه ای است که در موقعیتهای مختلف اعراب (رفع، نصب، جر، جزم) آخر آن تغییر کند.

مبنی کلمه ای است که در هیچیک از حالتهای اعراب، آخر آن تغییر نکند.

توجه: شرح مبسوط مطالب فوق در بخش نحو آمده است.

علت بناء اسم مبنی

اسمهای مبنی از این جهت مبنی هستند که به حروف شباهت دارند.

<< 1 2 3 4 5 >>