X
تبلیغات
رایتل

عربی دبیرستان

نکاتی در مورد تجزیه کلمات :


الف : در مورد افعال :

1-     افعال مجهول قطعاً متعدّی هستند .

2-     افعال یک حرفی و دو حرفی غالباً معتل هستند که فعلهای یک حرفی لفیف ( مثل : قِ « وقی » ) و فعلهای دو حرفی اغلــب  

مثال ( مانند :  عِد« وَعَدَ » ) و یا اجوف ( مانند : عُد « عوَدَ ) هستند . باید توجه داشت که فعلهای « خُذ ، کُل ، مُر، سَل » دوحرفی هستند ولی صحیح مهموز محسوب می شوند .

3-     فعلهای امر مخاطب در کتب عربی دوره متوسطه عمومی معلوم هستند .

4-     هرگاه همزه فعلی مفتوح باشد و آن فعل نیز مجزوم باشد و هیچ یک از شرایط مجزوم کردن فعل نیامده باشد آن فعل امر از

باب افعال محسوب می شود . مثل : أکرِم 

5-     صیغه های للغائبینِ و للغائبین َ و للغائبات فعل ماضی بابهای تفاعل و تفعّل با صیغه های امر للمخاطبین ِ و للمخاطبتینِ و

للمخاطبینََ و للمخاطبات فعل امر این دو باب یکسان است و بایستی از قرائن موجود در جمله صیغه و نوع فعل را تشخیص دهیم .


مانند : تکاتبا ، تکاتبوا ، تکاتبنَ  و تعلّما ، تعلّموا ، تعلّمن

6-     همزه هر فعل امری که ضمه باشد آن فعل ثلاثی مجرد است .

7-     فعل های اجوفی که بروزن یفعُلُ و یَفعِلُ می آیند صیغه للمخاطبات امر و للغائبات ماضی آنها به یک شکل صرف می شوند

مانند : قُلنَ ، فُزنَ ، بِعنَ ، سِرنَ  در ماضی  و قُلنَ ، فُزنَ ، بِعنَ ، سِرنَ  در امر .

8-     فعل های اجوفی که بر وزن یَفعَلُ می آیند صیغه للمخاطبات امر و للغائبات ماضی د ریک حرکت تفاوت دارند .

مانند :  نِلنَ ، خِفنَ  در ماضی  و نَلنَ ، خَفنَ در امر

و همچنین در این نوع فعل ها صیغه های ماضی مثنی و جمع مذکر ، امر مثنی و جمع مذکر به یک شکل صرف می شوند .

مانند :  خافا ، خافوا در ماضی  و خافا ، خافوا  در امر  

9-     در فعل ناقص واوی صیغه های جمع مذکر و جمع مونث یکسان صرف می شوند .

للغائبینَ و للغائبات : یَتلونَ  ، للمخاطبینَ و للمخاطبات : تَتلونَ

10-  در فعل ناقص یایی صیغه های مفرد مونث و جمع مونث مخاطب یکسان صرف می شود . مانند : تهدینَ

11-  فعل امر مثال و اجوف ثلاثی همزه امر ندارد ( عِد و قُل ) اما ناقص همزه امر دارد ( إ مشِ ، ُادعُ ) به جز تری ( رَ)

12- اگر فعل ماضی در ابتدا مضموم باشد حتماً مجهول است .

 

ب : در مورد أسماء :

1- هر اسمی که با ال یا تنوین بیاید اغلب آن اسم معرب است بجزکلماتی مانند : التی و الذی و.........

2- هر اسمی که تنوین دارد حتماً آن اسم منصرف است و معرب و معمولاً آن اسم نکره محسوب می شود .

باید توجه نمود که اسمهای علم مذکر برخی اوقات تنوین می گیرند ولی تنوین آنها دالّ برنکره بودن نیست .

3- هر گاه بعداز الف جمع مکسردو حرف یا  سه حرف ساکن الوسط بیاید آن اسم غیر منصرف است . مانند : قواعد ، تمارین

4- اسم مکان معمولاً بر وزن « مفاعل » جمع بسته می شود  . مانند : مدرس و مدرسة ( مدارس )

5- اسمی که تنوین دارد تنها در صورتی نکره است  که علم نباشد  ( علیٌ ) معرفه ، ( رجل ٍ ) نکره

6- من وما تنها در صورتی معرفه هستند  که از نوع موصول باشند .

من و ما موصوله : بعد از آن یک جمله یا شبه جمله وجود دارد .( یعلم ما فی السموات )

من و ما شرطیه   :  دو فعل پس از آن می آیند و هردو مجزوم هستند . ( من یصبر یظفر یا من صبرَ ظفرَ )

من و ما استفهامیه : معمولاً در ابتدای جمله می آیند و پس از آنها در جمله علامت سوال وجود دارد ( من یصبرُ عند البلاء ؟)

( اگر بعداز« من ، ما ،إن» فعلی وجود نداشته باشد آن کلمه از ادوات شرط نیست ، در حد کتاب )

7- کلماتی مانند عبدا... – زین العابدین  اسم علم مرکب هستند .

8- اسم هایی که به خود ی خود مبنی نیستند اما در حالتی خاص مبنی به حساب می آیند . اسم لا نفی جنس ، منادا ی علم ، منادای نکره مقصوده .

نکته : هرگاه اسم لا نفی جنس « مضاف و یا شبه مضاف » باشد مبنی نخواهد بود بلکه معرب است و منصوب .

مانند : لا صاحبَ برّ خاسرٌ ( هیچ نیکوکاری زیانکار نیست ) ، لا معلّماً ولداً کا مّه ( هیچ معلمی برای فرزند چون مادر او نیست )
9- جمع های غیر منصرف اگر آخرشان به «  ة  » ختم شود منصرف می شوند . مانند: أساتذة

10- اسم غیر منصرف اگر جمع بسته شود منصرف است  . مانند : آخرون َ

11-  متعجب منه اسم معرفه است .

12- اسم های اشاره و موصول و ضمیرها و اسم های علم مضاف واقع نمی شوند . ( به اسم دیگر اضافه نمی شوند )

13- اسم های ذا ، ذو ، ذی هرگاه بعداز اسم نکره بیایند نقش صفت را دارند .

14- مستثنی اگر منصوب نباشد ( باتوجه به کتاب ) حتما ً مستثنی مفرغ است . 

15-اسم موصول خاص صفت واقع می شود به شرطی که بعد از اسمی معرفه آید ومعنی که بدهد .

                                                                                   

 

                                                                              

  ج: در مورد ترکیب :

1  - هرگاه ضمیر ( ی) بعد از فعل مضارع و امر بیاید و نون وقایه نیز همراه فعل نباشد ضمیر ( ی) نقش فاعل را دارد .

مانند : تعلمین َ ، إذهبی

       2- ضمیر (نا) در آخر فعل مضارع و امر و صیغه للغائب فعل ماضی نقش مفعول دارد . ودر آخر صیغه للمتکلم مع الغیر قعل

      ماضی نقش فاعل را دارد .

      3- هنگامی که مبتدا ضمیر منفصل مرفوع است معمولاً کلمه ی پس از آن خبر می باشد .

      مانند : هنّ طالبات ٌ مهذباتً .

      4- اسم موصول خاص پس از اسم اشاره غالبا ً خبر است . مانند : اولئک الذین صدقوا

      5- اگر مبتدا ضمیر منفصل مرفوعی باشد هنگامی که افعال ناقصه بر سر آنها ظاهر شوند تبدیل به متصل مرفوعی می شوند

     مانند : هنّ عالمات ٌ ( کنّ عالمات ٍ )  و هنگامی که حروف مشبّهة بالفعل بر سر آنها ظاهر شوند تبدیل به ضمیر متصل منصوبی      

     می گردد . مانند: هنّ عالمات ٌ ( إنّهنّ عالمات ٌ ) .

6-     مفعول مطلق عددی از ثلاثی مجرد غالبا ً بروزن فَعلة  یا فَعلَتین و از ثلاثی مزید با افزودن «ة» به آخر مصدرش ساخته

می شود . مانند :  إجتهدت ُ فی عملی إجتهادة ً یا إجتهادتین

7-     اگر مصدر خود بخود دارای «ة» باشد برای ساختن مفعول مطلق عددی لفظ واحدة بعد از مصدر می آید .

مانند : قرأتُ الدرس قراءة ً واحدة ً .

8-     عامل مفعول مطلق د رپاره ای موارد از روی قیاس و قانون خاص حذف می شود و مفعول مطلق از آن عامل نیابت می کند

الف ) هر گاه جمله حاوی « امر و نهی » باشد و مصدر جانشین فعل گردد .

مانند : صبراً لا جزعاً  که در اصل بوده إصبر صبرا ً و لا تجزع جزعا ً .

ب  ) هر گاه جمله دعا ئی باشد  مثل اینکه در پاسخ شخصی که به ما آب می بخشد بگوییم . سقیا ً و رعیا ً

که در اصل بوده سقاک الله سقیا ً و رعاک الله رعیا ً .

ج  ) هر گاه مفعول مطلق بعد ازاستفهام قرار گیرد  تا سرزنش یا تعجب و یا تأسف را برساند .

مانند : أ کفراً بعد هذه النعم  که اصل آن بوده   أ تکفرُ کفراً بعد هذه النعم .

9-     کل و بعض چنانچه به مصدری از جنس فعل قبل اضافه شوند خود  « کل و بعض » مفعول مطلق محسوب می شوند .

مانند : لا تبسطها  کل بسط  .  ( کل  مفعول مطلق )

10-  بعد از اسم اشاره مصدری مطابق با فعل قبل بیاید در اینجا اسم اشاره مفعول مطلق است .

مانند : قرأت ُ هذه القراءة  .( هذه  مفعول مطلق )

11- اگر بعد از اسم اشاره مفعول فیه باشد در اینجا اسم اشاره خود مفعول فیه می شود .

مانند : هذا الیوم  . ( هذا مفعول فیه )

12- اسم منصوب از ریشه فعل جمله بر وزن مَفعل و مفعَل  مفعول فیه است .  جلست ُ مجلسَ علماء  ( مجلس  مفعول فیه )

       

       د : در مورد ترجمة :

        1- معمولا ً در ترجمة باب تفاعل از واژ گان ( با هم ، با یکدیگر ) استفاده می شود .

        مانند : تعاونوا علی البّر والتقوی  :  در نیکوکاری و پرهیز گاری با یکدیگر همکاری کنید .

        2-  ترجمه فارسی بعضُهم بعضا ً ( یکدیگر ) می باشد .

        مانند : المومنون بعضُهم أولیاء بعضٍ : مومنان سرپرست یکدیگرند .

        3- برخی از افعال در زبان عربی برای رساندن معنای کامل خود با حرف جر خاصی بکار می روند که در هنگام ترجمه این

        افعال به فارسی نه تنها نیازی به معادل آنها نمی باشد بلکه در صورت آوردن معادلی برای آنها معنای آنها غلط خواهد شد .

         مانند : امیر المومنین یشعر بالحّرالشدید « امیر مومنان گرمای زیادی را احساس می کند »

         مانند  : شعَرَ الرجل ُ بالنّدم « مرد احساس پشیمانی کرد »

        4- هر گاه فعل قال َ با حرف جرّ « ب » بیاید ، قالَ معنای اعتقاد داشتن می دهد .

         مانند : إنّ بعض المتفکّرین َ کأرسطو قالوا باستدارة الأرض .

          « یقینً بعضی از اندیشمندان همچون ارسطو اعتقاد داشتند که زمین می چرخد »

        5- اگر جمله ای با کان منفی شروع شود و بعد از آن «  ل » از حروف ناصبه بیاید در شروع ترجمه جمله کلماتی  مانند

         « اصلا ً ، هرگز » می آوریم   . مانند : ماکنت ُ لِأتوَهّمَ  : هرگز نمی پنداشتم .

        6- اگر جمله ای بیانگر قانون کلی و بدون تغییر باشد زمان فعل ماضی به مضارع تغییر می یابد .

        مانند : إنّ الله کان علیما ً « خداوند دانا است » (می باشد )

7-     اگر یک فعل مضارع از یکون و سایر صیغه های آن قبل از فعل مضارع دیگری بیاید آن را بصورت مضارع ملموس

          ترجمه می کنیم . مانند : أکون أذهبُ : دارم می روم .

8-     فعل ماضی پس از« اذا » مضا رع ترجمه می شود و اذا گاهی اوقات به معنای « اگر » می آید و جمله را به صورت

شرطی می کند و باید توجه داشت که اذا فعل های جمله را مجزوم نمی کند .

9-     قد + فعل ماضی  : معنای ماضی نقلی را می دهد  ( قد ذهب : رفته است )

 قد + فعل مضارع  : معنای گاهی را می دهد ( قد یذهب : گاهی می رود )

10- فعل ماضی بعید به چهار صورت منفی می گردد .  ما کان ذهب  ، ما کان قد ذهب  ، لم یکن ذهب  ، کان ما ذهب = نرفته بود

11-  معادلهایی که برای ترجمه « باید » در زبان عربی می توانیم بکار ببریم :

الف ) لام امر + صیغه های غائب و متکلم فعل مضارع

مانند : لیجتهد التلمیذ فی دروسه . دانش آموز باید در درسهایش تلاش کند .

ب   ) فعل یَجبُ + حرف جرّ علی + اسم یاضمیر + مضارع منصوب با حرف ناصبه ( أن)

یجبُ علی الطالب ِ أن یجتهد َ . دانش آموز باید تلاش کند .

ج  ) حرف جرّ + اسم یا ضمیر + مضارع منصوب با حرف ناصبه ( أن)

مانند : علی الطالب أن یجتهد َ . دانش آموز باید تلاش کند .

د  ) حرف جر ّ علی + اسم یا ضمیر + مصدر

مانند : علیکم الاجتهاد َ . شما باید تلا ش کنید .

12-   فعل ماضی استمراری به سه صورت منفی می گردد :  ما کان یذهب ُ -  کان لا یذهب ُ - لم یکن ذهب  - لم یکن یذهب ُ=

نمی رفت .

13- هریک از دو فعل شرط و جواب شرط در صورتی که ماضی باشند می توانند به صورت مضارع ترجمه شوند . در ترجمه ی

          شرطی غالبا ً فعل شرط به صورت مضارع التزامی و فعل جواب شرط به صورت مضارع اخباری یا مستقبل ترجمه می شود .

          مانند : من صَبرَ ظفرَ « هر کس صبر کند پیروز می شود » « خواهد شد » .

14- اگر فعل ماضی صله موصول یا صفت برای اسم های نکره واقع شود . با ز هم یا در معنای مستقبل است یا در معنای گذشته

و به قرینه می توان زمان آن را تشخیص داد .

مانند : سیفرح الطلاب عقب ظهورالنتیجة غداً بنجاحهم الا الذی رَسَبَ .

دانشجویان فردا به دنبال اعلام نتایج خوشحال خواهند شد مگر کسی که مردود می شود .

 

چند نکته در مورد ترکیب « ابن ، بنت ، أخ ، أم » با برخی از اسمها :  

 

افزودن کلمات فوق به برخی اسمها به منظور دستیابی به معنای جدید ، موجب می شود معنای تحت اللفظی به هیچ وجه گویا نباشد بر این اساس توصیه می شود در برخورد با این قبیل الفاظ به حافظه اعتماد نکرده و با مراجعه به فرهنگ لغت در صد خطا  به حداقل رسانده شود .

در اینجا برای آشنایی بیشتر  برخی واژگان ترکیبی همراه با معنای آنها ذکرمی شود .

 1- ابن + اسم : ابن الطین :  آدم   ـــــ   ابن النعا مه : ساق پا ـــ   ابن ذکاء  : صبح       

 2- بنت + اسم : بنت العین : اشک  ـــ  بنت الیمن : قهوه  ــــ  بنت الودن : لوزه

  بنات الارض :  رودخانه ها  ـــ  بنات الصدر  : غم واندوه

 3- أخ + اسم  : أخو العلم : عالم ــ  أخو الفضل : فاضل

 4- أم + اسم  : ام الخبائث : شراب  ـــ  ام القری : مکة  ـــ  ام النجوم : کهکشان  ـــ  ام الحباحب : کرم شب تاب

 5- أب + اسم  : ابو خنجر : شاهی ، تر تیزک ــ  ابو نظّاره : عینکی  ــ  ابو یقطان : خروس  

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)