X
تبلیغات
رایتل

عربی دبیرستان

سطوح یادگیری از نظر گانیه


 

           گانیه انواع یادگیری را در 8 طبقه قرار دا ده که بترتیب از ساده ترین نوع یادگیری شروع و به مشکل ترین آنها که حل مسئله باشد می رسد:

 یادگیری علامتی :در این نوع یادگیری که بیشتر تحت عنوان یادگیری رفتار بازتابی یا شرطی سازی کلاسیک پاولف معروف است . در این نوع یادگیری یادگیرنده پاسخ شرطی را به یک علامت می آموزد . مانند پاسخ ترشح بزاق سگ به صدای زنگ یا نور چراغ .

 یادگیری محرک و پاسخ : این نوع یادگیری با دادن پاسخ های دقیق عضلانی به محرک های معین مشخص می شود . بطور مثال وقتی راننده ی اتومبیل با دیدن چراغ قرمز اتومبیل را متوقف می سازد یادگیری او از محرک پاسخ است زیرا او با دیدن یک محرک معین ( چراغ قرمز ) به آن پاسخ عضلانی مشخص داده است . (فشار دادن پا بروی پدال ترمز ) . یکی از تفاوتهای عمده این نوع یادگیری با یادگیری علامتی این است که در یادگیری علامتی رفتار جنبه بازتابی یا غیر ارادی دارد اما رفتار مورد نظر در یادگیری محرک-پاسخ جنبه ارادی دارد .

 یادگیری زنجیره ای :یاد گیرنده برای یادگیری رفتارهای پیچیده تراز طریق یادگیری زنجیره ای تعدادی از یادگیری های محرک  پاسخ قبلی را بهم پیوند می دهد و زنجیره ای از یادگیری های محرک  پاسخ را می آموزد . در این نوع یادگیری در واقع هیچ عمل تازه ای آموخته نمی شود بلکه اعمال آموخته شده قبلی در بافتی تازه بهم پیوند یافته و یک مهارت جدید آموخته نیز آموخته می شود . بطور مثال شخص بزرگسالی که می آموزد اعمال معینی رابه دنبال هم انجام دهد تا اتومبیلی را بطور صحیح براند . نام دیگر یادگیری زنجیره ای "مهارت آموزی " است .


4 یادگیری کلامی یا تداعی کلامی :  به عقیده گانیه یادگیری کلامی نیز نوع خاصی از یادگیری زنجیره ای است که در آن حلقه های یادگیری واحد های زبان هستند مورد ساده این نوع یادگیری تداعی کلامی فعالیت کودکان در نامیدن اشیا است که از دو مرحله به این شرح تشکیل می یابد :

            نخست پاسخ مشاهده شیئ در مقابل یک شیئ مورد نظر که کودک را قادر به تشخیص آن شیئ می سازد . یعنی کودک در مقابل یک شیئ : مانند توپ ( محرک ) آن را مورد مشاهده قرار می دهد ( پاسخ ).دوم پاسخ نامیدن شیئ در مقابل محرک شیئ ( توپ ) که گفتن نام آن یعنی " توپ " ( پاسخ ) است . وقتی کودک علاوه بر نامیدن توپ قادر به نامیدن توپ قرمز نیز است در اینصورت یادگیری او از 3مرحله تشکیل یافته است .

5 یادگیری تمیز دادن محرکات : یادگیری تمیز دادن یا تشخیص دادن محرکات شامل یادگیری دادن پاسخ درست به محرکهای مختلف است . وقتی کودک می آموزد حیوانات مختلف را با نام درست آنها بنامد میان محرکات مختلف تمیز قائل شده است . معلمان و قتی دانش آموزان کلاس خود را با نام درست آنها صدا می زنند به تمیز محرکات می پردازند .

6- یادگیری مفهوم  :در یادگیری مفهوم یا مفهوم آموزی یادگیرنده بر خلاف آنچه در مورد تمیز دادن محرکات صدق می کند به ویژگیهای مشترک اشیا و امور پاسخ می دهد نه به ویژگیهای اختصاصی آنها .

مفاهیم به طبقاتی از رویدادها اشیا افراد یا اندیشه ها اشاره می کند . مثل مفهوم کتاب که هیچ وقت در مورد کتاب خاصی بکار نمی رود . مفاهیم به ما کمک می کنند تا مقدارزیادی از اطلاعات پراکنده را در واحد های معنی دار سازماندهی نمائیم . اگر توانائی مفهوم سازی در ما وجود نداشت زندگی بصورت انبوهی از تجارب نا منظم نا مرتبط در می آمد .

7 یادگیری قانون یا اصل : در یادکیری قانون یا اصل یادگیرنده 2 یا چند مفهوم را بهم ربط داده و از آنها یک معنی تازه بدست می آورد . مثل فلزات بر اثر حرارت منبسط می شوند .

8 حل مسئله : در طبقه بندی انواع یادگیری گانیه حل مسئله یک اصل سطح با لاتر است که از اجتماع چند اصل سطح پایین تشکیل می شود و یادگیرنده برای یادگیری حل مسئله باید ابتدا اصل های سطح پایین را بیاموزد تا بهتر از ترکیب آنها بتواند موفق به حل مسئله گردد . مثل حل مسائل ریاضی . ( شکوهی 1370 ص 122 )

         در سال 1997 تحقیقی تحت عنوان ” چگونگی ارتباط بین سبک های یادگیری وروش های تدریس با موفقیت و نگرش دانش آموزان نسبت به درس ریاضی " در دانشگاه :oln C  NEBRASKA-LIN

انجام گرفت . نتایج حاصل نشان داده اند که ارتباط مثبت معنی داری بین بعضی از سبک های تدریس

یادگیری با گرایش دانش آموزان مختلف نسبت به درس ریاضی وجود دارد . یافته های حاصل همچنین حاکی

از آنست که دانش آموزان آندسته از سبک های یادگیری را که مبتنی بر بحث و مذاکره در یادگیری باشن

ترجیح می دهند.در ادامه مطلب اضافه شده اما متاسفانه بسیاری از معلمان سبک تدریس شفاهی را که جز

حداقل ترجیحات دانش آموزان محسوب می شود ترجیح می دهند.

( Pourboghrat  afiat _ 1997 – A ac 9736945 )

یادگیری رفتارهای بازتابی از راه شرطی سازی کلاسیک یا شرطی سازی پاسخگر :

          ساده ترین نوع یادگیری یادگیری رفتارهای بازتابی است . این همان یادگیری علامتی است که در طبقه

بندی یادگیری گانیه در اولین طبقه قرار داشت . نام دیگر این نوع یادگیری شرطی سازی پاسخگر است . زیرا

رفتار شرطی یا رفتاری که آموخته شده است رفتار پاسخگر است . علت نامگذاری رفتار بازتابی به

رفتارپاسخگرا ین است که جاندار از طریق این نوع رفتار به محرکهای مشخص پاسخ می دهد و بدون این

محرکها ی مشخص رفتار پاسخگر از جاندار سر نمی زند .مثل پاسخ اضطراب دانشجویان یا دانش آموزان

در برا برمحرک ورقه امتحانی است و ورقه امتحانی بعنوان محرک منجر به ایجاد پاسخ اضطراب می شود . نظریه ای که به این نوع یادگیری اختصاص دارد نظریه شرطی سازی کلاسیک پاولف است . ( شعاری نژاد- 1370 ص135 )

یاد گیری رفتارهای غیر باز تابی از راه شرطی سازی کنشگر :

 

           همانطور که قبلا" اشاره شد رفتارهای پاسخگر رفتارهایی منفعل و غیر ارادی هستند که در حضور محرک بطور خود بخودی از موجود سر  می ز نند مانند ترشح بزاق در حضور محرک غذا اما رفتارهای

کنشگر خود انگیته و فعال هستند که جاندار از آن طریق نسبت به محیط خود به عمل یا کنش می پردازد مثل راه رفتن . ادوارد ثرندایک نخستین کسی بود که به مطالعه رفتار کنشگر و کشف قوانین یادگیری این نوع رفتار پرداخت . در آزمایشاتی که درخصوص این نوع یادگیری صورت گرفته عاملی که منجر به یادگیری حیوان می شود پاداش است . ثورندایک این پدیده را قانون اثر نام نهاد . در روانشناسی ثورندایک رفتار کنشگر را رفتار وسیله ای نیز می نامند .

بی اف اسکینر به دنبال پژوهش های ثورندایک به گسترش نظریه او پرداخته و نظریه جامع تری ارائه داد که در زمینه آموزشی و بالینی کاربرد های زیادی به دنبال داشته است .

            فرایند شرطی شدن رفتارکنشگر  بد ین طریق اتفاق می افتد که پس از رفتار کنشگر از سوی جاندار یک محرک یا رویدادی که برای جاندار مطلوب است ارائه می گردد و این امر باعث افزایش احتمال وقوع آن رفتار خواهد شد .

 

 یادگیری شناختی :

 

          این نوع یادگیری به مطالعه اشکال پیچیده تری از یادگیری می پردازد . د ر این نوع یادگیری فرایند های شناختی بیشتر مورد توجه قرار می گیرد . منظور از فرایند های شناختی یعنی ادراک امور سازمان دادن

اطلاعات تجزیه و تحلیل اطلاعات کسب دانش درک معنی و.... که مستقیما" قابل مشاهده نیستند . روانشناسان

شناختی معتقدند که یادگیری انسان را بطور رضایت بخش نمی توان برحسب  نظریه های شرطی شدن توضیح داد . به نظر آنها یادگیرنده در ذهن یا حافظه خود یک ساخت شناختی تشکیل می دهد که در آن اطلاعات مربوط به رویدادهای مختلف نگهداری شده و سازمان می یابند . طبق نظر این روانشناسان یادگیری نه ایجاد تغییر در رفتار آشکار بلکه ایجاد تغییر در ساخت شناختی و فرایند های ذهنی است .

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)