X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

عربی دبیرستان

ترکیب وصفی

ترکیب وصفی نسبت دادن یک اسم به اسم دیگر است که درآن ، اسم دوم به تنهایی وجود خارجی ندارد .

در این ترکیب ، به اسم اول « موصوف » و به اسم دوم « صفت » گفته می شود .

مثال : الوردةُ الجمیلةُ = ترکیب وصفی

الوردة = موصوف ، الجمیلة = صفت

نکته : به صفت « نعت » و به موصوف « منعوت » هم گفته می شود .

پس صفت اسمی است که بعد از موصوف خود میآید و آن را توصیف می نماید و دارای دو قسم می باشد :

1) صفت مفرد : صفتی است که فقط یک کلمه است .

مثال :

الطفلُ الصغیرُ ، شجرةٍ باسقةٍ

نکته : هر گاه صفت مفرد باشد در چهار مورد با موصوف خود مطابقت می کند .

1- عدد ( مفرد ، مثنی ، جمع )

2- جنس ( مذکر یا مونث )

3- شناسایی ( معرفه یا نکره )

اعراب ( رفع ، نصب ، جرّ )

1- عدد

الرَّجُلُ المؤمنُ الفلّاحانِ النشیطانِ الجنودُ الأقویاء

مفرد مفرد مثنّی مثنی جمع جمع

2- جنس:

التلمیذُ الصغیرُ التلمیذةُ الصغیرةُ

مذکر مذکر مؤنّث مؤنّث

3- معرفه و نکِره:

الشجرةُ الباسقةُ شجرةٌ باسقةٌ

معرفه معرفه نکره نکره

4- اعراب:

السفینةُ الصغیرةُ فـﻰ البحر.

مبتدا مرفوع صفت تابع موصوف خودش

شاهَدْنا سفینـــةً صغیــــرةً.

مفعول به منصوب صفت تابع موصوف خودش

تبصره : برای جمع های غیر انسان ، از صفت های مفرد مونث ، استفاده می شود .

مثال :

الکتبُ النافعةُ – أسماءً حسنةً – أشجارٍ باسقةٍ

2) جمله وصفیه ( صفت جمله ) : جمله ای است که پس از یک اسم نکره می آید و آن را ، توصیف می کند.

مثال :

رأیتُ رجلاً ذهبَ إلی المسجدِ

جمله وصفیه ( یعنی صفت برای اسم نکره « رجلاً » )

نکته : در ترجمه ی جمله های وصفی از حرف ربط «که» استفاده می شود :

مردی را دیدم که به مسجد رفت .

نکته : جمله وصفیه ، در اعراب مطابق موصوف خود است اما اعراب آن محلی است .

مثال :

قرأتُ کتاباً أخذتُهُ مِن صدیقی .

جمله وصفیه و منصوب محلاً

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)